Hormoz Farhat - Musicologist

موسیقی دستگاهی ایران

پیش درآمد

پس از خواندن برگردان پارسی نوشتار ارزمند سرکار هرمز فرهت (موسیقی شناس و آهنگساز) پیرامون موسیقی دستگاهی ایران، بخشی از دیدگاههای ایشان را به گونه ای ویژه بسیار روشنگر، آموزنده و ژرف یافتم. همین است که برآن شدم بخش هایی از نوشتار ایشان را اینجا بیاورم که شاید، در خواننده ی گرامی دگرگونی هایی در دیدگاهش در پیوند با موسیقی دستگاهی ایران بیافریند و انگیزه ای شود برای خواندن بیشتر از نوشتار ایشان. شاید بندهایی که خواهد آمد، پراکنده و ناهمبسته به چشم آید ولی خواست من تنها آوردن پاره هایی از نوشتار ایشان بود. سبک نوشتاری در اینجا از من است و با برگردان پارسی چاپ شده دیگرگونه. پرهام ناصح پور

پیرامون پیشینه ی موسیقی ایران

موسیقی در دربار ساسانیان (226-642 پس از زایش مسیح) بویژه در امپراتوری خسرو دوم (خسرو پرویز 590-628) جایگاه بالایی داشته است. اینگونه که پیداست موسیقی روزگار پس از اسلام ریشه در موسیقی روزگار ساسانیان دارد.

در آغاز رهبران آیین اسلام، دیدگاه خوبی در پیوند با موسیقی نداشتند و آن را مایه ی پلیدی و بیهودگی می پنداشتند، همین است که پس از جابجایی پایتخت خلافت از دمشق به بغداد در روزگار عباسیان (750-1258) و درست شدن دربار به سبک ایرانیان، سرشت اینجهانی افزایش پیدا کرد و پیرو آن موسیقی پیشرفت کرد و رامشگران شکوفا شدند.

از سده ی شانزدهم تا نخستین سالهای سده ی بیستم مسیحی پژوهش در موسیقی ایران دچار دشواری بوده است. چنین مینماید که با چیرگی شاخه ی آیینی شیعه در ایران و نگرش ناخوشایند آن به موسیقی، پویاییهای موسیقایی به ایستایی گرایید و موسیقی به گونه ای نیمه پنهان بزیست خود پایداری نمود.

درباره ی جایگاه واژگان پرشیا و پرشن در زبان انگلیسی

چیستی سرگذشت و فرهنگ ایران وابسته به نام پرشیا است، بسیاری بر این اندیشه استوارند که پرشیا یک پدیده ی پیشین از دست رفته است و در گاهِ کهن بوده و دیگر هستی ندارد مانند بابِل و مانندهای آن، ولی کشور ایران سده ها است که بیرون از خودش با نام پرشیا شناخته میشود و هر آنچه که ایرانی باشد پرشن نامیده میشود.

در سال 1314 خورشیدی یا 1935 مسیحی دولت ایران از دول دیگر درخواست کرد که کشور را به نام درونی آن که ایران است شناخته و نام برند. رضا شاه بانگیزه ی اندیشه های بیهوده ی آلمان هیتلری، برتری نژاد آریا، که در آن روزگار اندیشه ی چیره بود، می پنداشت با بکاربرده شدن نام ایران به جای پرشیا همگان به ریشه های آریایی ایرانیان پی برده و مایه ی سربلندی خواهد بود. شماری از ایرانیان گمان می برند که پرشیا همان استان فارس است. هرچند پارسها پایه گذار شاهنشاهی ایران بودند و خواستگاه پارسها جایی است که آن را امروزه استان فارس می نامیم، ولی از هنگام پیدایش امپراتوری پارسها، بنامید هخامنشیان، تا هنگام دگرگونی نام پرشیا به ایران، سرتاسر سرزمین ایران، برای دیگر مردمان زیر نام پرشیا شناخته می شده است. همین است که بکاربردن واژه های پرشیا و پرشن در نوشتار انگلیسی کمک شایانی به نگاهداری پیوند ایران امروز با گذشته ی این سرزمین در پندار دیگر مردمان مینماید.

چیستی موسیقی دستگاهی ایران

ژرفای موسیقی دستگاهی ایران را بایستی در نواهای پُرزینت، باریزه کاری های فراوان، داشته های گسترده ی مایه ای (مقامی) و (چگونگی) آمیزش شگفت انگیز مایه های گوناگون و رنگارنگ با یکدیگر، جستجو کرد. "(چگونگی) آمیزش شگفت انگیز مایه های گوناگون و رنگارنگ با یکدیگر" را من (پرهام) افزوده ام. توانمندی این موسیقی نه در همنوایی یا چندنوایی است و نه در کوبه (ریتم) های پیچیده. شاید این بخش سخنان ایشان زیباترین و کوتاهترین گشودن و آشکار نمودن ویژگی های موسیقی دستگاهی ایران باشد.

هر یک از دستگاههای موسیقی ایرانی آمیخته ای از انگاره های ساختاری موسیقایی را که بر پایه ی آن، نوازنده پاره های ناگاه آمده (بداهه) را می آفریند و مینوازد، پیش مینهد. در موسیقی ایرانی آفرینش موسیقی پیوسته بخشی از اجرا (نواختن یا خواندن) ی آن به شمار می آید، بنامیدش آفرینش در آن یا پدید آوردن به هنگام نواگری. آن در اینجا دمی است که در آن می باشید.

پندار نادرست بسیاری از موسیقیدانان خاور نزدیک در کم ارزش بودن موسیقی تک نوایی (مونوفونیک)، انگیزه ی آنان برای سازگاری موسیقی بومیشان با موسیقی باختر بود، به گونه ای که به همنوایی (هماهنگی یا هارمونی) یا چندنوایی (پولیفونیک) دست یابند. برای آنها تنها راه پیشرفت، آفرینش موسیقیِ همنوا یا چندنوا بود. و اینچنین است که می بایست بازه های موسیقایی همگروه یا همنام ولی نا برابر، برابر و راست (تعدیل) می گردیدند.

علی نقی وزیری به گونه ای آشکار برای سازگارکردن موسیقی ایرانی با موسیقی باختر تلاش نمود. همان است که نردبان موسیقایی (گام) ساخته شده از بیست و چهار، چهارم پرده ی یکسان را در سال 1920 پیشنهاد کرد. من (پرهام) دوست داشتم نردبان موسیقایی را به جای گام در اینجا بکار برم.

مهدی برکشلی اما (در سال 1940) تلاش کرد که نشان دهد موسیقی کنونی ایران برپایه ی موسیقی سده ی میانه استوار است. کار او بیشتر بر پایه ی نوشته های دانشمندان سده ی میانه بویژه فارابی و ارموی بود. او گام بیست و دو پرده ای را پیشنهاد کرد.

پیشنهاد وزیری از آنجا که او نوازنده ی چیره دستی بود و برکشلی تنها یک دانشمند و پژوهشگر، بیشتر دیده و پسندیده شد. ولی هر دوی ایشان برای پایه گذاری شیوه ای از پرده بندی با پرده های استوار کوشیدند و سرانجام ویژگی ی، نرم و روان بودن پرده ها (بازه های موسیقایی) ی به کار برده شده در موسیقی دستگاهی ایران دیده نشد.

نگره ی بازه های موسیقایی نرم یا سازگار

در اینجا نگاهی به پژوهش و یافته های هرمز فرهت پیرامون بازه های موسیقایی که مایه های گوناگون سازنده ی موسیقی دستگاهی را پدید می آورند، می اندازیم. ایشان پس از پژوهشهایش در اندازه گیری بازه های موسیقایی نگره ی بازه های نرم یا سازگار را در میان گذاشته اند. دستاورد پژوهش ایشان این است که بازه های همنام اندازه های گوناگون دارند. برای نمونه بازه ی بزرگتر از نیم پرده و کوچکتر از یک پرده در جایگاههای گوناگون اندازه های دیگرگون دارد، به سخن دیگر اندازه ی خود را با جایگاهش سازگار میکند. همین است که من (پرهام) دوست داشتم از واژه ی سازگار نیز در کنار واژگان نرم و نااستوار بهره برم.

این گونه پیداست که یک پرده و نیم پرده در سنجش و کنار هم نهادش با بازه های پشت هم آینده ی دیگر استوارتر و دگرگون ناپذیرترند. یک پرده کمی از یک پرده ی برابرشده ی موسیقی باختر بزرگتر می باشد و نیم پرده کمی کوچکتر از نیم پرده ی برابرشده.

بازه هایی که کوچکتر از یک پرده و بزرگتر از نیم پرده هستند بسی نرم و نااستوارند. من (پرهام) این بازه ها را میان پرده نامیده ام. ایشان (هرمز فرهت) دو بازه ی میان پرده یافته اند که یکی از دیگری کوچکتر است. پس یک میان پرده ی کوچک و یک میان پرده ی بزرگ داریم، که اندازه ی آنها بسته به جایگاهشان در بازه ای کم و بیش روشن دگرگون میشود. میان پرده همان بازه ای است که آنرا با نام سه چهارم پرده میشناسیم.

بازه ی دیگری نیز هست که آن نیز بسیار نااستوار است و از یک پرده بزرگتر اما به بزرگی بازه ی افزوده نیست، که من (پرهام) آن را فراپرده نامیده ام. پس بازه های پشت هم آینده در موسیقی ایران بدین گونه هستند: نیم پرده، میان پرده ی کوچک، میان پرده ی بزرگ، یک پرده و فراپرده.

هیچ بازه ی کوچکتر از نیم پرده که بخشی از روند موسیقایی یک مایه باشد، دیده نمیشود، همین است که بند "بازه های پشت هم آینده" را بر نوشتار ایشان (هرمز فرهت) افزودم که دیگرگونگی کارکرد ریز پرده را از کارکرد بازه های دیگری که از آنها سخن رفته روشن نمایم. من بازه های کوچکتر از نیم پرده را ریزپرده نامیده ام. به باور من کارکرد بازه های ریزپرده، بخشی درخور از ساختار یک مایه می باشند: برای نمونه در ساختن نواهای مالش. درست است که نواهای سازنده ی یک ریزپرده هیچگاه در یک مایه به گونه ای پشت هم آینده دیده نمی شوند یا اینکه بهتر بگویم پشت هم در یک مایه نواخته نمی شوند، ولی ریز پرده ها در ریختهای گوناگونی که در مایه ها به کار می روند یکی از ویژگی های سازنده ی سرشت آنها میباشند و نادیده گرفتن آنها بخشی از چیستی یک مایه را تباه میکند، همان است من (پرهام) کارکرد ریزپرده ها را نه آرایه ای بلکه ساختاری میدانم.

ایشان براین باور می باشند که فرای شناخت این بازه ها و آمیزشهایی که از آنها میتوان ساخت هیچگونه الگو و سامانه ی نواهای نردبانی چیره بر موسیقی امروزی ایران یافت نمیشود، و هم، چنین پنداری با همه ی راه و روشها و پیشینه های موسیقایی این فرهنگ پیوندی ندارد، بلکه وارون آن درست است. نردبانهای بالارونده یا پایین رونده از نواها که در بازه ی یک هنگام درست شوند (گام) به خودی خود دارای ارزش موسیقایی نیستند، بلکه انگاره های ساختگی ای هستند که از نواختهای موسیقایی گوناگون بیرون آورده شده اند. هرچند با بکار بردن چنین الگوهای ساختگی در نواختن و آفرینش موسیقاییِ شماری از فرهنگها، جایگاهی شایسته و سزاوار یافته اند، در فرهنگ موسیقایی ایران ولی، چنین پدیده ای رخ نداده است و هرگونه پافشاری بر این پدیده، نادرست و گمراه کننده است.

بیشتر مایه های موسیقی ایرانی در ریخت بنیادی خود در یک دانگ یا بازه ی پنج نوایی، میتوانند نشان داده شوند، گاهی نیز به هفت نوا یا بیشتر نیاز است. هنگام (بازه ی هشت نوایی) به هیچ روی پدیده ی درخوری بشمار نمی آید. برای نمونه در هنگام بالاتر، شماری از نواها با آنچه در هنگام پایین تر دیده ایم دیگرگونه هستند.

....

 

دستگاه در موسیقی ایرانی، هرمز فرهت، برگرداننده: مهدی پور محمد، چاپ و پخش: انتشارات پارت

The Dastgah Concept in Persian Music, Prof. Hormoz Farhat, Cambridge University Press, 1990

 

Persian Tar