
نگاره ای از آنتون چخوف نویسنده ی برجسته ی فرهنگ نوشتاری
او به داستانهای کوتاهش نامدار است و شاید یک راه بسیار آسان برای درآمدن به جهان داستانهای زیبای فرهنگ نوشتاری آغاز کردن با کارهای او باشد
درباره ی فزونی های روی آوردن به خواندن نوشتارهای داستانی
با برجسته شدن جایگاه هوش ساختگی در این روزها و رنگ باختن دست گرفتن نوشتارهای چاپی در دست در نزد بسیاری از مردمان و روی آوردن مردمان به رسانه های گروهی که دانسته هایی بسیار کوتاه و در بیشتر باره ها نادرست و گونه ای گرفتار شدن مردمان در چنین رسانه های رویه ای که اگر با خود آگاهی رفتار نکنیم ما را به گرداب داده های دم دستی و نه چندان سودمند فرو خواهند برد گاه فراموش می کنیم که چه چیزهایی می توانند ما را به آرامش برسانند. هر آن اندازه هم که ما گرفتار باشیم دمی را با یک داستان و چه بسا سرگذشت یک کس یا یک فرهنگ و هر آنچه که به مانند یک داستان باشد می خواهد در هر ریختی نمایان شود می تواند ما را از این جهان پرشتاب و پر تنش برهاند. به مانند یک موسیقی آرام و زیبا که شما را در آنی آرامش بخش فرو می برد. از سویی هوش ساختگی این روزها ریشه در دستگاه هایی دارند که روزی به مانند چرتکه در اندازه گیری شماره ها به ما یاری می رساندند. خوب است فراموش نکینم که هوش ساختگی چیزی جز دستگاهی با پردازشگر بسیار توانمند است که با دانسته هایی که دریافت می کند و پردازشهایی که روی این داده ها انجام می دهد برون آمد نیز در پی دارد و این همان پدیده ای است که ما را شگفت زده می کند. ولی نباید فراموش کرد که هوش ساختگی می تواند گمراه کننده هم باشد و بیشتر برای جستجوگران و سنجش گران سودمند خواهد بود، نه اینکه پدیده ای بد پنداشته شود تنها اینکه در به کار بردن آن باید با موشکافی رفتار کرد و هیچ گاه از خود بیرون نشد. اکنون می پردازم به زمینه ی سخنم که چرا می اندیشم که روی آوردن به نوشتارهای داستانی فزونی های بسیار دارد. یک اینکه در دست گرفتن نوشتاری چاپی گاه دریافت خوبی به شما می دهد و از سویی نه همیشه ولی داستانها می توانند آسان ترین نوشتارها و هم سرگرم کننده ترین کارها باشند. و از سویی دریچه ای بروی کارهای نوشتاری سخت تر می توانند باشند. یک نمونه همان است که درباره ی موسیقی آوردم. این روزها گاهی یک نوا ساخته می شود و شاید یک روز پایداری کند و دوباره فراموش می شود ولی موسیقی های خوب تا سالها همراه خوبی برای شما خواهند بود. نوشتارهای خوب نیز چنین هستند تنها اینکه ما باید خودآگاهانه برگزینیم که زمانی را ویژه ی خواندن چنین نوشتارهایی کنیم. از سویی هر داستان که به دست نویسنده ای زبردست نوشته می شود همیشه نکته ای آموزنده نیز با خود دارد. سرگرم کننده و آموزنده و درآمدی برای پرداختن به دیگر نوشتارها. هم اگر چنین نوشتاری در دستگاه رایانه ی شما باشد و دیگر به مانند گذشته ما با کارهای چاپی در پیوند نباشیم. ولی من همچنان می اندیشم که نوشتارهای چاپی جایگاه خود را خواهند داشت همانگونه که گوارایی و خوشی تماشا و گوش کردن یک موسیقی خوب هیچ گاه جایگاه خود را از دست نخواهد داد. بمانند خوراک خوب و درست که جایگاه خود را نگاه خواهد داشت هر چند گاهی دوست داشته باشیم که خوراکی آماده و فراوری شده را بخوریم. من کمی پراکنده نویسی تلاش کردم نشان دهم که چه خوب است همچنان به خواندن نوشتارهای خوب بپردازیم و خواندن نوشتارهای داستانی به مانند داستانهای پنداشته شده و یا سرگذشت های یک کس یا مردمان و یا سرگذشت فرهنگ، دانش و یا یک پدیده ی روشن یا بهتر است بگویم هر آنچه در ریخت داستانی نوشتاری به نمایش در می آید می تواند به خودی خود گوارا، آسایش آور و آموزنده باشد. بویژه اینکه این روزها دسترسی به درون مایه و تونمای واژگان آسان تر از گذشته است. و از سویی به سرزندگی اندیشه و پویایی یاخته های مخ مردمان نیز می انجامد. تنها می ماند اینکه چگونه داستانی خوب و ارزشمند را بیابیم. گاهی شناختن برگرداننده های زبردست و نویسندگان زبردست می تواند برای آغاز کار بسنده باشد. پس ها با جستجوهای بیشتر می توان کارهای زیبای بیشتری را پیدا کرد. دیگر بستگی به ما دارد که چگونه جستجو کنیم و چه گونه کارهایی را دوست داشته باشیم و به خواندن آنها بپردازیم. نکته ی مهین آغاز کردن کار است می خواهد با یک داستان کوتاه برای نمونه از آنتون چخوف آغاز شود و یا یک پاره ی کوتاه از سعدی شیرازی که داستانی را بازگو می کند. کارهای خوب خوب هستند می خواهند از فرهنگ خودی برگزیده شوند و یا از فرهنگ های دیگر. پس از یافتن کارهای خوب و ارزشمند تنها می ماند که کاری که زمینه اش پسند شما است را برگزینیم و خواندنش را آغاز نماییم ولی روشن است که از کارهای ساده و آسان آغاز کنیم و با ورزیدگی بیشتر اگر دوست داشتیم به کارهای پیچیده تر بپردازیم. در کنار این خوبی ها کارهای خوب چه از نویسنده ی پارسی نویس باشد و چه برگردان کاری از یک نویسنده ی با زبان دیگر به پارسی در ساختار زبانی خواننده ی چنین کارهایی دگرگونی پدید خواهد آورد و می شود گفت که نوشتار و گفتار خواننده را زیباتر و پسندیده تر خواهد کرد. من در اینجا آن بخش هایی از داستانهایی که خوانده ام را خواهم آورد که پیامی سودبخش با خود دارد مگر بتوانم انگیزه ی خواننده ی گرامی را بیدار کنم که در پی یافتن کار و خواندن آن کار باشد و یا اینکه دنبال کار دیگری برود و آن را بخواند. زیرا گزینش کارها از روی پسند من است و شاید یکی دو کار بیشتر نتوانم در اینجا بیاورم. باید دید من نیز چه اندازه می توانم به نوشتارهای داستانی بپردازم، زیرا که نوشتارهای بسیاری هستند که من برای آنها زمان می گذارم ولی برای این زمینه به بایست درخور نیستند. برای پایان این دیباچه ی بلند می توانم از کار سترگ نویسنده ی روسی گانچاروف که با برگردان زیبای سرکار سروش حبیبی انجام شده و آن هم از برگردانهای آلمانی و فرانسوی آن کار. خواندن این کار و برگردان زیبای آن در من نشان خوبی برای دنبال کردن خواندن چنین کارهایی از خود بر جای گذاشت. هر چند من پیش ها با کارهای گوناگون نوشتاری سر و کار داشته ام ولی این نخستین بار بود که یک کار را به گونه ای موشکافانه و آرام آرام می خواندم و از خواندن آن بهره مند و برخوردار می شدم. و آشنا شدن با واژگانی زیبا و پارسی پس از سالها دوری از نوشتارهای پارسی دوباره در من انگیزه ی پرداختن به واژگان پارسی را در من زنده کرد، ولی از آن مهین تر اینکه تا پایان کار این خوشی و سرمستی از خواندن پایدار بود و روزی روزگاری دوباره آن را خواهم خواند تا که دوباره از شیرینی خواندن این کار دلشاد شوم.
یوری تنیانف در نوشتار این راز سر به مُهر با برگردان فرج اله میزانی با نام هنری ف. م. جوانشیر درباره ی داستان اینگونه می نویسد می اندیشم که دگرگونی داستان نویسی با سرگذشت نویسی در این نیست که داستان نویسی چیزی از خود می سازد، ونکه در اینست که داستان نویسی، مردمان و رخدادها را بیشتر، نزدیکتر و ژرف تر دریافت و گوارش می کند. وگرنه نویسنده هرگز نمی تواند چیزی زیباتر، گیراتر و کاراتر از راستی و آنچه پیش آمده بسازد.

تماشا کنید!
پویا نگاره های کوتاهی از دیدنی های ایران همراه با نوای تار
نوازندگی تار از پرهام ناصح پور در آواز ابوعطا
