جناب میرزا در کارگاه تارسازی یحیی خان

نمایی از کارگاه سازسازی هوانس آیکاریان تار ساز برجسته
در این نگاره نوازنده ی برجسته ی تار آقا میرزا حسین قلی دیده می شود
شاید بتوانم با دیدن بیشتر نگاره های کهن از رامشگران گذشته نامهای بیشتری از باشندگان در این دیدار را شناسایی کنم

سازسازی در ایران و بویژه در پیوند با موسیقی دستگاهی ایران


همانگونه که در نوشتارهای دیگر من دیده می شود بیشتر در پی سخن گفتن از اندیشه های خود و گاهی تلنگر در خواننده ی گرامی هستم همان است که شاید نوشتارهای من گاه تنها به نکته ها و یا بخش هایی از یک زمینه بپردازند ولی هماره در تلاشم که یا چیزی نو را به پیش کشم و یا پدیده ای را بیشتر بگسترانم. در این رویه که بر آنم به سازسازی در سازهای موسیقی دستگاهی بپردازم آرام آرام و شاید نخست بگونه ای پراکنده از اندیشه هایم و دیده ها و شنیده ها و هم خوانده هایم خواهم پرداخت، مگر روزی به نوشتاری یکپارچه و شاید از آن درخور تر به نوشتاری سودمند دگرگون شود. همانگونه که در آغاز رویه دیده می شود نگاره ای از کارگاه هوانس آبکاریان و یا همان یحیی خان سازنده ی زبردست و شگفت انگیز تار دیده می شود. در میان این نگاره آ میرزا حسین قلی نوازنده ی برجسته ی تار و به گونه ای نوازنده ی سرآمد روزگارش دیده می شود. که گویا برای دیدار و بررسی سازهای نوساخته ی یحیی خان فراخوانده شده. گویا یحیی خان آبگوشتی نیز می پخته است و میهمانان را برای خوراک نیم روز می نواخته است. نکته ی بسیار مهین در این نگاره که شاید روزی نام میهمانان دیگر را نیز بیابم نشست های هنری اینچنینی و جستجوگری یحیی خان بوده که سازهای او را به این جایگاه شگفت انگیز رسانده. درست است که بسیاری از سازسازان خود ساز نیز می نوازند ولی نوازنده ی زبردست چیزی را می بیند و می شنود که شاید خود سازساز نبیند و رفت و برگشت اندیشه ها است که پدیده ای به مانند سازسازی، می تواند در این فرایند بالنده و پخته می شود. نه که تا یک نوازنده بر ساز سازی کسی خرده گرفت و یا دیدگاهش را گفت ساز ساز در پی درست انگاری دیدگاه خود باشد و در پی گریز از زیر پرسش رفتن کار انجام داده ی خود باشد. چندین داستان دارم که اینجا آنها را خواهم آورد. یک نمونه روزی بود که به نزد سرکار سعید پیمانی رفتیم که سه تارهایی با الگوی ویژه ی خود و بسیار زیبا می سازد و ترکه های ساز را با زبر دستی بسیاری کنار هم سوار می کند. آن روز او تاری نیز ساخته بود و من با تارش نواختم خوب بود ولی نه آنگونه که او می گفت و پافشاری شگفت انگیزی در جای انداختن سخن خود داشت که من کم از سرکار فرهمند تارساز زبردست ندارم اگر راست می گویند بیایند سازهایمان را در کنار هم بگذاریم. این اندیشه بسیار ساده دلانه و از روی نا آگاهی است هنرمند خوب است در پی یگانه شدن باشد و روشن است که کارش نیز خوب است در جایگاه بسیار بالایی جای گیرد تا که نوازندگان از نواختن با ساز او چنان خوش باشند که برای نواختن با آن و یا دست کم پیشنهاد کردن به دیگران درنگ نکنند. نه که شما کاری کنید که مردمان از شما بگریزند. شاید سخن من در اینجا پرداختن به همین داستانها باشد. و هم گاهی سخن گفتن از سازندگان دیگر چه سازندگان کهن و چه سازندگانی که همچنان دم گرمشان پابرجاست.

کوتاه سخن اینکه در این نوشتار از سه زمینه سخن خواهد رفت. یک دیده ها و شنیده های من درباره ی ساز سازی و ساز سازان و چگونگی پیوند شماری از نوازندگان با سازسازان. بخش دیگر ویژه ی زمینه هایی درباره ی خود سازسازی ولی نه از دیدگاه یک ساز ساز ونکه از دیدگاه یک نوازنده ی زبردست با چشایی و گوش موسیقایی بسیار باریک بین و یا هر زمینه ای که به گونه ای می تواند در پیوند با سازسازی باشد. زیرا در اینجا سخن از روشن گری است نه اینکه من درباره ی چگونه سازساختن سخن بگویم. و بخش سوم نیز نام بردن و سخن گفتن از شماری از سازندگان سازهای موسیقی دستگاهی پارسی و یا ایرانی خواهد بود. دانسته هایی که هم خواندنی باشد و هم سودمند.

درباره ی ساز، سازسازی


یک نکته ی بسیار درخور شنیده و دیده شدن این است که نباید فراموش کرد که ساز یک ابزار است. درست است که ابزار خوب در دستاورد هنری می تواند سازنده باشد ولی ابزار بسنده برای کار هنری به تنهایی نمی تواند کار هنری بیافریند. این بهره برنده از ابزار است که در زمینه ی گفتگوی ما جایگاه ویژه ای دارد. تندیسهای شگفت انگیز ساخته شده به دست هنرمندان بسیار کهن با ابزاری که در دسترسشان بوده ساخته و پرداخته شده است و دستاوردشان شاهکار هنری نامیده می شود. چگونه است که امروزه نوازندگان و گاهی سازندگان می پندارند که با دگرگون کردن سازها که ابزار دست نوازندگان است می توان شاهکار هنری آفرید. یا برای نمونه با جا به جایی سازی بمانند ویولن با کمانچه می توان شاهکار هنری ای آفرید که با کمانچه نمی توان به آن زندگی بخشید. سازهای ایرانی گنجایش بایسته برای گفتار موسیقایی ویژه ی موسیقی ایرانی را دارند. تنها نیاز به رامشگرانی است که با تلاشهای بسیار و بدست آوردن ورزیدگی و چشایی بایسته شاهکار هنری بیافرینند. که این بخش کمترین سخن از آن می شود و بیشتر سخن از دگرگون کردن و یا جا به جا کردن ابزار است که در اندیشه ی بسیاری می تواند در آفرینش هنری کارا باشد. همان است که این روزها سازهای گوناگون ساخته می شوند و دستکاری های بسیاری رخ می دهد ولی باز در پایان کارهای هنری برجسته و پرمایه آفریده نمی شود. به مانند کسی که از درون ناخشنود است ولی هماره با جا به جا کردن همدم زندگیش در پی رسیدن به خشنودی و خوشبختی است ولی کاری از پیش نمی برد نه روی خود کار می کند و نه شاید همسری برمی گزیند که آمادگی برای بهتر کردن خود و زندگی زناشوییش دارد. چنین الگوی رفتاری هیچگاه در جای خوبی آرام نخواهد گرفت و این ناخشنودی همچنان زنده خواهد ماند. یادم هست که گروهی از دوستان نوازنده درباره ی کاستی های نوادهی سازهایشان در یک پرده یا بخشی از دسته ی ساز سخن می گفتند ولی ندیدم کسی بگوید که چگونه می توانم روی کاستی های خود کار کنم و تواناتر شوم. در بسیاری از ویولن های ساخته شده نوایی نه چندان خوش دیده می شود که به نوای هریر و یا زوزه ی گرگ از سرما در زبان پارسی شناخته می شود که در زبان لاتین به نام نوای گرگ نامیده می شود. نوازندگان با گذر زمان جاهایی را که چنین نوایی آفریده می شود روی دسته ی ساز شناسایی می کنند و با آن خود را سازگار می کنند و به گونه ای کنار می آیند، بنامیدش پذیرش ساز با ویژگی های خود هم اگر این ویژگی نه چندان خوشایند باشد. ولی نوازنده ی زبردست است که می داند چگونه با شگردهایی چنین پدیده ای را زیر چیرگی خود درآورد. ولی دیده ها و شنیده های من در سپهر موسیقایی ایران اینچنین است که نوازنده ی میان مایه نیز در پی خریدن سازی بی هیچ کاستی است و با توانایی نه چندان بالای خود به دنبال نوازندگی درخشان. ولی فراموش می کند که فرمان در دست اوست هر چند خودرویی بی مانند در دسترس باشد. همان است پیشنهاد می شود که نوازندگان در زمینه های گوناگون فرهنگ موسیقی دستگاهی خود را بپرورانند و سپس به دنبال سازی روند که بیشترین خوشنودی را در درون آنها می آفریند. چه بسا یک ساز رمضان شاهرخ برای یک نوازنده سودمند تر و درخورتر باشد تا یک ساز شگفت انگیز از ساخته های یحیی خان. اکنون در اینجا این زمینه ی سخن را رها می کنیم و به زمینه های دیگر می پردازیم. شماره را به دریافت پیام سروده ای از نطامی گنجوی فرامی خوانم.


آینه، چون نقش تو بنمود راست / خود شکن، آیینه شکستن خطاست

نوای تار و سرزمین ایران

تماشا کنید!
پویا نگاره های کوتاهی از دیدنی های ایران همراه با نوای تار
نوازندگی تار از پرهام ناصح پور در آواز ابوعطا