دانشکده ی موسیقی شهر هاله در آلمان

نمایی از درون دانشکده ی موسیقی شهر هاله در آلمان
به یاد روزهای خوش در این دانشکده

نـوشـتـارهـا

گاهنامه ی فرهنگی پژوهشی بویژه در زمینه ی موسیقی


پانوشت

یادآوری می شود در نوشتارها هر جایی که بازگویی و بازنوشتی از کس دیگری نیاورده ام سبک نگارش از من است شاید در جاهایی، کمی نا بهنجاری به چشم و گوش آید ولی تلاش کرده ام پارسی نویسی را بورزم و بیشتر از اینکه تلاش کنم واژه ای بسازم واژه ی پارسی ای را جستجو کرده ام که پیش ها بکار برده شده و اینکه روی هم رفته اگر هم واژه ای پیشنهاد کرده ام تلاشم این بوده که از آوردن واژه ی ناسازگار و ناآشنا تا جایی که می شود پرهیز کنم. پنداری چند رویداد در انگیزه ی من برای بهره بردن و گاه تلاش برای ساختن واژگان پارسی جایگاه بالایی دارند. یک، خواندن پیوست نوشتار زمینه ی جامعه شناسی از سرکار امیرحسین آریان پور دوست داشتنی که در آنجا از آفریدن برابرهای پارسی واژگان زبانهای دیگر و نمونه هایی از آنها چه از خودشان و چه از دیگران، سخن رفته است و دو، آموزش نوشتار منهاج المبین بخش منطق نزد سرکار عبداله انوار که در آن نگارنده ی نوشتار، بابا افضل کاشی نمونه های زیبایی از برابرهای پارسی واژگان عربی را که پنداری خود ساخته، نمایانده است. این نکته را نیز دوست دارم بیافزایم که از آنجایی که من زبان آلمانی را بسیار دوست دارم و به آن آشنا هستم دریافتم که واژه سازی در زبان آلمانی مانندی شگفت انگیزی به زبان پارسی دارد همان است که گاه واژگان زبان آلمانی نیز برای بهره بردن از و یا ساختن واژگان پارسی کمک رسان هستند. برای نمونه واژه ی برآمدن و یا بر جایی گام نهادن در زبان آلمانی به جای روی صحنه رفتن به کار می رود که بسیار دلکش است. و هم خواندن نخستین برگردان زیبای داستان آبلوموف به دست سرکار سروش حبیبی نیز برانگیزنده بوده زیرا در آنجا واژگان زیبایی چون فروجهیدن، آژنگ و مانند آن به کار برده شده.

من در نوشته هایم تلاش خواهم کرد که سالها را اینگونه از هم سوا کنم که هجری قمری را سال ماهی آیین سامی محمد که می شود (م.آ.س.م.) و هجری خورشیدی را سال خورشیدی آیین سامی محمد که می شود (خ.آ.س.م) و سال شاهنشاهی ایرانی را (ش.ا.) و یا شاهنشاهی ایران هخامنشی که می شود (ش.ه.ا.). در اینجا نیاز به خورشیدی نیست زیرا که این گاهشماری ایرانی تنها بر پایه ی گردش زمین پیرامون خورشید پایه گذاری شده است و در گاهشمار آیین سامی نیز شاید خ.م. یا م.م. بسنده کند.


هر آنچه در این تارنما آمده چه آن بخشی که در پیوند با کارهای هنری من در جایگاه نوازنده هستند و چه نوشتارهایی که من در جایگاه یک جستجوگر فراهم آورده ام، دستاورد تلاشهای من در گذر چند دهه آموزش و جستجوگری هستند که با کمترین چشمداشت در دسترس خوانندگان و دیدار کنندگان جای می گیرد. اگر زمان سپری شده در تارنمای من شما را خشنود کرده و برایتان سودبخش بوده، خرسند خواهم شد که هر گونه که دوست داشتید از این تلاشها پشتیبانی کنید. می خواهد با رفتن به رویه ی موسیقایی من در یوتیوب باشد که در آنجا با فشردن دکمه ی دوست دارم هر کدام از موسیقی ها که دوست دارید، هم رسانی موسیقی ها، و یا هموند و یا بخشی از آن رویه شدن مرا خوشنود کنید و یا اینکه با هم رسانی هر بخشی از تارنمای من با دیگران که برایتان سودمند و یا خوشایند بوده مهر خود را به من ارزانی دارید. شاید نیز دوست داشته باشید مرا با یک پیام مهرآمیز شادمان کنید.

با همه ی اینها مهین تر نکته برای من این است که خواننده و دیدارکننده ی گرامی با خشنودی و دریافتی خوب در تارنمای من گردش کرده و این تارنما را واگذارد بویژه در زمانه ای که در جهان موسیقی و فرهنگ با انباشتی از موسیقی ها و داده های نه چندان سودمند و سازنده ای رویارو هستیم. تنها آنانی توشه ای زیبا و ارزمند را برداشت می کنند و به بخشی از زیبایی های زندگی خود می افزایند که جستجوگرند و هر گزاره و یا در زمینه ی ما موسیقی ای را نمی پذیرند. به مانند کسی که برای تندرست زیستن به دنبال فراهم آوردن خوراک درست و خوب است. این بخش بویژه گونه ای بنیاد فرهنگی هنری کوچک پرهام است و پشتیبانان چنین بنیادی مادر و پدرم، وجاهت توفیقی و نصراله ناصح پور هستند.


نوای تار و سرزمین ایران

تماشا کنید!
پویا نگاره های کوتاهی از دیدنی های ایران همراه با نوای تار
نوازندگی تار از پرهام ناصح پور در آواز ابوعطا