نگاره ی سرزمین ایران در زمانهای گوناگون شاهنشاهی ساسانی یا ایرانشهر و هم شاهنشاهی روم و یا همان بیزانس

ریشه های شایدی موسیقی دستگاهی ایران در فرهنگ موسیقایی روزگار ساسانیان


دیباچه


زمینه ی سخن ما موسیقی است ولی می تواند به زمینه های دیگر نیز گسترده شود. هر آنچیزی که پیش از درآمدن آیین محمد ابن عبداله به سرزمین های پیرامونی سرزمین پدید آمدن این آیین دربرگیرنده ی زمینه ی گفتگوی ما می شود و آن چیزی نیست جز پیوستگی بخش بزرگی از دستاوردهای این سرزمین ها و هر آنچه از دیگر سرزمین ها دریافت کرده اند می خواهد دستاورد فرهنگی باشد دستاورد آیینی و شیوه و روش اندیشیدن و زیستن، شادی کردن، سوگواری کردن و دیگر. در زمینه ی سخن ما که موسیقی است تلاش خواهم کرد یافته هایی که این پیوستگی را نشان می دهند بنمایانم. روشن است که آیین های آسمانی بویژه و درباره هایی هر آن نیرویی برای نمونه کانون های فرمانروایی که تلاش می کنند بر همه ی بخش های گوناگون زندگی مردمان چیره شوند می تواند دگرگونی هایی با خود بهمراه داشته باشد و این پدیده دگرگون می شود به یک ستیز میان فرهنگ و آیین ها و نیروهای خودکامه. هر آن کس یا اندیشه ای که می خواهد رفتار و کردار و اندیشه ی شما را در زیر سایه ی خود درآورد. ولی همیشه این واکنش مردمان و سپهر فرهنگی و هر آنچیزی که آن مردمان به آن باور دارند در برابر نو آمده است که روشن می کند چه دگرگونی ای را به تماشا خواهیم نشست. به باور من در نمایاندن بخشی از این دگرگونی ها بیش روی پدید آمده است. شاید پس ها با گذر زمان مردم خواسته و یا ناخواسته تن به باورهای نو داده اند ولی اینگونه نبوده که همه چیز از نو ساخته شده شاید تا جایی که توانسته به زیست خود پایداری کرده و در جاهایی خود را با زمانه سازگار کرده و یا در ریخت دیگری خود را نمایانده. اینکه نامی از یک گوشه ی موسیقایی همان است که هزار سال پیش هم آمده تنها یک نام نیست این نام با خود باری فرهنگی بهمراه دارد.

گاهی کم کاری اندیشمندان و فراموشکاری مردمان و هم آنانی که می پندارند که بسیار می دانند اندیشه های نادرستی را آفریده است. یکی از آنها پدیده ای است به نام شهرنشینی و یا فرهنگ و هنر آیینی، که می تواند هر آیینی را در بر گیرد. ولی درباره ی سخن ما آیین های آسمانی با خود فرهنگ نمی آورند یا هنر نمی آفرینند آنها تنها هنرها و فرهنگ ها را برای رسیدن به خواست خود به کار می گیرند همان است که برای نمونه ریخت جایی که باورمندان یک آیین گسترده شده در آنجا به پرستش می پردازند در سرزمین های گوناگون دیگرگونه است و با پژوهش می توان دریافت که برای نمونه این ساختمان مهرازی سبک ایرنی روزگار ساسانیا ن است و یا آن یکی ساختمان که در مراکش است از مهرازی ویژه به خود که ریشه در فلان فرهنگ دارد است. همانگونه که پرستشگاه های ترسایان می تواند به سبک روزگار باروک باشد و دیگری به سبک دیگر. همان است که شوربختانه خاورشناسان نیز برای دهه ها واژه ی ساختگی فرهنگ و هنر آیین آسمانی سرزمین عرب را گسترانده و رواگ داده اند. اگر هم هنرهایی که ویژه ی نمایاندن این آیین دیده می شوند و هستی دارند ریشه آن را باید در جای دیگری جستجو کرد. سوگواری آیینی بخشی از فرهنگ مردمانی است که از آنان گرفته شده و برای چنین پدیده ای به کار گرفته شده نه که آیینی با خود چنین پدیده ای را آورده. شما تنها می توانید بگویید که اینجا سخن از سوگواری آیینی مردمان فلان شهر یا سرزمین است نه بیشتر. چرایی پیش کشیدن این زمینه برای آن است که پافشاری کنم که فرهنگ با همه ی سختی ها راه خود را می پیماید و فرهنگ ایران بزرگ نیرومند تر و ژرف تر از آن بوده که با آمدن آیینی نو و یا این یا آن فرمانروا از هستی برون شود. به مانند ریسمانی که در جاهایی باریکتر می شود و دوباره تناور می شود و چه بسا گاهی آنچنان باریک که دیده نمی شود ولی هست یا خود را به رنگ و بوی دیگری درمی آورد ولی زنده است و ما تلاش خواهیم کرد که این پیوستگی این کهن موسیقی را با روزگار ساسانی نشان دهیم. و من را در جایگاه یک جستجوگر بدانید تا یک پژوهشگر که از روی خواست درونی به این کار می پردازد. کار بزرگتر و ژرف تر بر دوش پژوهشگرانی است که کارشان این است و من در پیشه نوازنده و هنرمند هستم نه پژوهشگر. همان است که پیشاپیش از خواننده ی باریک بین برای نادرستی ها و کاستی های نوشتار پوزش می خواهم.


نوای تار و سرزمین ایران

تماشا کنید!
پویا نگاره های کوتاهی از دیدنی های ایران همراه با نوای تار
نوازندگی تار از پرهام ناصح پور در آواز ابوعطا